ترول های ایرانی سرگرمی جوک لری رشتی-دانلود آهنگ های شاد خوش آمدید درباره وبلاگ به وبلاگ من خوش آمدید.سلام امیدوارم از مطالب وبلاگ خوشتون بیاد.لطفا عضو شویدو نظر دهید.با تبادل لینک هم موافقم.از تاریخ23/4/1393بخش فروم هم به وبلاگ اضافه شد.شما می توانید بانوشتنwww.ahangrooz10.loxblog.com/forum هم می توانید عضو شوید و هم اعضا را نگاه کنید.باتشکر آخرین مطالب نويسندگان سه شنبه 28 آبان 1392برچسب:, :: 14:21 :: نويسنده : علی
لره داشته تولسآنجلس قدم میزده، یهو داریوش رو میبینه، بدو بدو میره جلو، میگه: سلام آقا داریوش! داریوش میگه: سلام هموطن! لره کف میکنه، میگه: اوووف! عجبکیفیتی! ...................................
لره تو سینماوسط نشسته بوده ، دست میکنه تو دماغش و حسابی تمیزشمیکنه اما نه دستمال داشته نه میتونسته بلند بشه به بغلدستیش میگه : آقا لطفاً اینودست به دست کن بمالش به دیوار .................................... لره میرهتوالت، بعد یک ربع با دهن خونی مالی میاد بیرون. رفیقش میپرسه: چی شد فرهاد؟ لرهمیگه: گی بگیرن، مسواکش خیلی بزرگ بی!!! ................................ یهروز 4 تا لرسوار آسانسور میشن هر کاری میکنن آسانسور حرکت نمیکنه .... یه مرده با کت شلوار وسامسونت میاد دکمه آسانسورو میزنه .... راه میفته... یکی از لرا میگه : به افتخارآی راننده صلوات .................................. لرهبعد از2سالازسربازی برمیگرده،تو کوچه داداشش رو می بینه که ریشش بلندشده و خیلی ناراحته،ازشمی پرسه چی شده چرا ناراحتی،داداشش چپ چپ ............................. لرا سفینه میسازند برن خورشید. بهشون میگن چقدر خرین ذوب میشین. میگن فکر اونجاشمکردیم، اگه طبق برنامه بریم شب میرسیم... ................................... قطع برق در یک پاساژ باعث شد هموطنان لر ساعت ها روی پله برقی بمانند... ................................. بهلره کار میدن که کف اتوبان رو لاین بکشه… روز اول ۶ کیلومتر رنگ میزنه… روز دوم۳کیلومتر رو و روز سوم کمتر از یه کیلومتر… صاحب کارش بهش میگههوی چرا تو هر روزکمتر از دیروز کار میکنی…؟ میگه: “من نمیتونم بهتر ازاین کار کنم… چون هر روز دارماز قوطی رنگ دورتر میشم...
یک لر بعد از ۱۰ دقیقه از باجه تلفن بیرون میاد یه نفر ازش میپرسه سالم بود میگه آره فقط آفتابه نداشت.
لره بالا پشت بوم میخوابه، سردش میشه، پا میشه در پشت بومو میبنده
برای لره مهمون میرسه براش یه مرغ سر میبره. مهمونش میگه راضی به زحمت نبودیم . ل.ر.ه میگه : زحمتی نیست سه تاشون رو سگ خورد یکیشونم تو بخور!
لره میره مهمونی تهرونی ها میبینه بچه تهرونی به مامانش میگه مامان من شماره 1 دارم ... لره میگه یهنی چی ؟ .. مادر میگه شماره 1 یعنی دستشویی کوچک 2 یهنی بزرگ ... لره خوشش میاد و میره خونش به بچش یاد میده ... بعد چند روز میرن مهمونی .. بچه دستشویی داشته میگه بابا اون ان شمارش چند بود؟
لره تو استخر غرق میشه میبرنش پزشكی قانونی بفهمن چرا غرق شده بعد از تحقیقات پزشكی قانونی میفهمن مایوش سوراخ بوده!
به لره ميگن بچت حشيش ميكشه ميگه حشيش چيه؟ ميگن يه چيزيه كه آدم ميكشه و ميره تو فضا. شب پسرش مياد خونه و لره بهش ميگه اصغر حشيش ميكشي؟ پسره ميگه نه بابا چطور مگه؟ لره ميگه خفه شو پدر سگ، مردم تو آسمونا ديدنت!
به لره میگن: دخترتو به کی دادی؟ میگه: غریبه نیست. دامادمه یـــــــهبــــــار مادر بــــــزرگم بـــــا عمـــــــوم و زن عمـــــومدعـــــواش شـــــده بـود اومـــــــــده بـــــــود خونـــــه، بــــــــهبــــابـام میگفـــــت بــــــــرادرت خــــودش خــــــوبه ولــــــــــیترک تحصیــــــــــــل حـرفای زنـش قـرار میگیـــــــره!!!
نظرات شما عزیزان: موضوعات
پيوندها
![]() ![]() لینک های مفید |
||
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است |طراحی : ادیب 98
|